دانش آموزان از شب و روزهای امتحان می گویند

پشت نیمکت کلاس که می نشیند پاهایش به زمین نمی رسد. پاها را به آرامی تکان می دهد. کلاس ساکت است. فقط صدای خانم معلم می آید که سوالات را توضیح می دهد و تاکید می کند خیلی دقت کنید. همه توجه شان به ورقه های امتحان است. نگاهش را از چهره معلم می گیرد و به ورقه امتحان می اندازد. خط باز و بسته را کشیده سمت چپ و راست را مشخص کرده و حالا نوبت جمع یک و یک است. کلاس اولی است و تصور خاصی از امتحان ندارد. اما از نگرانی های دیشب مادرش، از تکرار جمله شنبه امتحان ریاضی دارید خانم معلم و از یادآوری اضطراب خواهر بزرگش در شب هایی که می گفت: فردا امتحان داریم فکر می کند حتما روز امتحان، روز مهمی باید باشد. روزی متفاوت با احساسی متفاوت.
تبلیغات



