تبلیغات
بانك جامع مقالات روانشناسی و مشاوره
 

 

  بانک جامع مقالات روانشناسی و مشاوره

تعریف "والد"

  • تاریخ : سه شنبه 31 اردیبهشت 1387
  • نظرات

همانطور که پیش از این گفتم، زمان‌هایی که انسان رفتارها، افکار و احساسات یکی از والدین خود یا جانشینان آن‌ها را تجربه می‌کند، در حالت نفسانی والد قرار دارد. حتماً تا کنون متوجه شده‌اید که در بعضی شرایط، واکنش‌هایی دقیقاً مشابه واکنش‌های والدین خود دارید. در مورد دیگران هم احتمالاً متوجه چنین وضعیتی شده‌اید. ما معمولاً آنچه از والدین خود شنیده و یا دیده‌ایم را به طور ناخودآگاه در ذهن خود تکرار می‌کنیم. جملاتی مثل: "مؤدب باش"، "درس‌هایت را بخوان"، و ... جزو پیام‌های "والدی" به حساب می‌آیند. با پاسخ به این سؤال که "چه حرف‌هایی از پدر و مادر خود در ذهنم می‌شنوم؟" می‌توانید پیام‌های "والدی" خود را کشف کنید. پیام‌های "والدی" هر شخصی می‌تواند با توجه به خانواده‌ی ویژه‌ی او با پیام‌های "والدی" دیگران متفاوت باشد. اما به هر حال هر کسی می‌تواند این پیام‌ها را در درون خود کشف کند.

حالت نفسانی والد، دو خصیصه‌ی عمده و بسیار مهم دارد، "والد" منشاء خارجی دارد و از گذشته آمده است. پیام‌های "والدی" از گذشته در ذهن ما ثبت شده‌اند و ما نقشی در شکل‌گیری آن‌ها نداشته‌ایم. "والد" مانند یک ضبط صوت است. مجموعه‌ای است از قوانین متعصبانه و پیش داوری‌ها و ... که همگی منشاء خارجی دارند و مربوط به گذشته هستند.

گفتم که با گذشت زمان تدقیق بیشتری در الگوی حالات نفسانی انجام شد. نتیجه‌ی این تدقیق تقسیم "کنشی" و تقسیم "ساختاری" هر یک از حالات نفسانی به چند بخش بود. در اینجا تنها به تقسیم کنشی اشاره می‌کنم، چون برای ادامه‌ی بحث تنها به این تقسیم‌بندی نیاز داریم. این تصویری از تقسیم‌بندی کنشی است که کم کم به طور کامل آن‌را بررسی خواهیم کرد.تقسیم‌بندی کنشی

تقسیم‌بندی کنشی

"والد" به طور کلی دو نمود کاملاً متفاوت دارد. گاهی اوقات در سنین کودکی، والدین به کودکان می‌گویند چه کاری انجام بدهید یا ندهید، والدین گاهی از کودکان انتقاد می‌کنند، گاهی هم آن‌ها را سرزنش یا کنترل می‌کنند. در چنین حالاتی معمولاً جملاتی از این دست شنیده می‌شود: "برو بخواب"، "مسواک بزن"، "دماغتو پاک کن"، "تو شیطون، احمق، زرنگ، بازیگوش، حرف گوش کن، منطقی، سر به هوا ... هستی". در هر زمانی که من به نوعی چنین رفتارهایی را تقلید می‌کنم، در حالت نفسانی "والد کنترل کننده و مستبد" خود قرار دارم.

البته متأسفانه نامی که برای این حالت نفسانی انتخاب شده است، نوعی بار معنایی منفی همراه خود دارد. باید توجه داشت که فریب این نام را نخوریم، چرا که "والد کنترل کننده و مستبد" هم جنبه‌های مثبت دارد و هم جنبه‌های منفی. زمان‌هایی که این پیام‌های "والدی" برای حمایت کودک مورد استفاده قرار می‌گیرد و منجر به رشد فیزیکی و روانی او می‌شود، در بخش مثبت "والد کنترل کننده" قرار داریم. برای مثال، زمانی که می‌گوییم "سرت را از شیشه‌ی ماشین بیرون نبر"، در "والد کنترل کننده" قرار داریم. اما این پیام برای رشد کودک حیاتی است، چرا که ممکن است سر خود را از دست بدهد!

اما زمان‌هایی هم وجود دارد که رفتار "والدی" همراه با تحقیر و توهین هستند. برای مثال، زمانی که یک استاد دانشگاه به دانشجویان می‌گوید "شما هیچ چی نمی‌شین"، این استاد در بخش منفی "والد کنترل کننده و مستبد" قرار دارد (و احتمالاً خود او در کودکی چنین جمله‌ای را از والدین خود یا جانشینانش شنیده است).

نمود دوم "والد" به نام "والد مهربان و حمایتگر" شناخته می‌شود. گاهی اوقات والدین از کودکان خود مراقبت می‌کنند، وقتی خسته هستند آن‌ها را در آغوش می‌گیرند، زخم‌های آن‌ها را پانسمان می‌کنند، به آن‌ها آب و غذا می‌دهند و ... هر گاه چنین رفتارهایی را تکرار می‌کنم، در "والد مهربان و حمایتگر" هستم.

باز هم نباید فریب نام زیبای این حالت نفسانی را خورد، چرا که "والد مهربان و حمایتگر" هم بخش‌های مثبت و منفی دارد. گاهی اوقات حمایت نابجا مانع رشد فیزیکی و روانی کودکان می‌شود. نمونه‌ی بارز چنین اتفاقی را می‌توان در کودکانی که بیش از اندازه از کمک و حمایت والدینشان برخوردارند مشاهده کرد. چنین کودکانی معمولاً به اصطلاح عامه "بی‌دست و پا" بار می‌آیند!



ادامه مطلب




این صفحه را به اشتراک بگذارید

تعریف "بالغ"

  • تاریخ : سه شنبه 31 اردیبهشت 1387
  • نظرات

اگر افکار، احساس‌ها و رفتارهایی که در واکنش به محیط اطراف خود تجربه می‌کنیم، این زمانی-این مکانی، باشند در حالت نفسانی بالغ قرار داریم. در این حالت از تمام توانایی‌های خود به عنوان یک فرد بالغ بهره‌مند هستیم. "بالغ" برخلاف "کودک" و "والد" ریشه در گذشته ندارد. برای تمییز دادن "بالغ" از دو حالت نفسانی دیگر کافیست به این مسأله توجه کنید که: آیا واکنش شما، به عنوان یک فرد بزرگسال، به محرک‌های اطرافتان، واکنش درستی بوده است یا نه؟ و آیا این واکنش تنها بر اساس آنچه در زمان حال اتفاق افتاده است قرار داشته، یا اینکه واکنش شما ریشه در پیش‌داوری‌های "والدی" یا احساسات "کودکی" داشته؟

در حالت نفسانی بالغ، فرد به صورت یک کامپیوتر انسانی عمل می‌کند. بر روی اطلاعات به دست آمده تأمل می‌کند و بر مبنای آن‌ها تصمیم می‌گیرد. فرد در حالت نفسانی بالغ از تفکر منطقی برای حل مسائل بهره می‌گیرد و تحت تأثیر احساسات "کودک" و "والد" قرار ندارد. البته این گفته به هیچ وجه به این مفهوم نیست که داشتن احساسات "بد" است. بلکه به این مفهوم است که برای بررسی منطقی و عقلانی باید قادر باشیم خود را از احساساتمان جدا کنیم. و البته این گفته هم به این مفهوم نیست که باید "همواره" منطقی باشیم.

زمانی که در حالت نفسانی بالغ قرار داریم، می‌توانیم دیگران را آنطور که هستند ببینیم. در "بالغ" به جای اینکه بترسیم و مانند یک کودک تنها سر جایمان بایستیم و یا بر مبنای حدس‌های و پیش‌داوری‌هایمان عمل کنیم، سؤال می‌پرسیم. از اطلاعات پیشینی استفاده می‌کنیم، اما تنها از آن دسته‌ای که درستی آن‌ها را به عنوان یک فرد بالغ تأیید کرده‌ایم، نه آن‌هایی که در ضبط صوت "والد" و یا دنیای "کودک" ثبت شده‌اند. در "بالغ" می‌توانیم تصمیم بگیریم که از بخش‌های مثبت "والد" یا "کودک" در چه زمانی استفاده کنیم. به همین دلیل "بالغ" را گاهی "بالغ هماهنگ کننده" هم می‌نامند.

مهمترین هدف درمانی TA تقویت "بالغ" برای هماهنگ کردن حالات نفسانی به منظور بهره‌گیری صحیح و مناسب از آن‌ها در زمان مقتضی است. همانطور که گفتم این اصلاً به این مفهوم نیست که باید همیشه در حالت نفسانی بالغ قرار داشته باشیم، بلکه به این مفهوم است که باید بدانیم در هر زمان از کدام یک از حالات نفسانی خود استفاده کنیم. زمان‌هایی لازم است در حالت نفسانی والد و زمان‌هایی هم لازم است در حالت نفسانی کودک قرار بگیریم. اما باید بتوانیم این زمان‌ها را تشخیص دهیم.

در مورد اینکه آیا در حالت نفسانی بالغ هم احساسی داریم یا نه، بین علما اختلاف هست! قدر مسلم اینکه احساسات "بالغ"، اگر وجود داشته باشد، به شدت احساسات "کودک" نیست و عمر کوتاه‌تری هم دارد. "بالغ" بر خلاف "کودک" و "والد" تقسیم‌بندی کنشی ندارد.

منبع : ویلاگ مثبت من



ادامه مطلب




این صفحه را به اشتراک بگذارید

اقتصاد نوازشی

  • تاریخ : سه شنبه 31 اردیبهشت 1387
  • نظرات

یکی از روانشناسان فعال در مکتب TA فردیست به نام کلاود اشتاینر Claude Steiner. اشتاینر از پدر و مادری اتریشی در فرانسه متولد شد. مادرش یهودی بود و به همین دلیل در سال 1939 به دلیل فشارهای نازی‌ها از فرانسه به مکزیک مهاجرت کردند.

 

اشتاینر نظریه‌ای جالب به نام «اقتصاد نوازشی» ارائه کرده است که به تنهایی می‌تواند به حل مشکلات زیادی کمک کند. اشتاینر از این نظریه استفاده‌های اجتماعی-سیاسی هم می‌کند که به آن‌ها نمی‌پردازم. اشتاینر معتقد است که انسان‌ها در دوران کودکی تحت تلقینات پدر و مادر ناآگاهانه از پنچ قانون محدود کننده در تبادل نوازش پیروی می‌کنند. این پنج قانون عبارتند از:

1) زمانی که دوست داری نوازش بدهی، این کار را نکن.

2) اگر دوست داری نوازشی دریافت کنی، آنرا طلب نکن.

3) نوازش‌هایی را که دوست داری، حتی اگر به تو دادند قبول نکن.

4) نوازش‌هایی را که نمی‌خواهی رد نکن.

5) به خودت نوازش نده.

اشتاینر می‌گوید پدر و مادر با تلقین این قوانین به فرزندان خود به نحوی آن‌ها را تحت کنترل خود حفظ می‌کنند. به کودک یاد می‌دهند که میزان نوازش مثبت بسیار پایین است و بیشتر این نوازش‌ها را تنها از پدر و مادر می‌توان گرفت، اگر مطابق میل آن‌ها رفتار کنی. اما ما به عنوان افراد بزرگسال، هنوز هم تحت سیطره‌ی این قوانین نادرست و دست و پا گیر زندگی می‌کنیم. در نتیجه به راحتی در محرومیت نوازشی به سر می‌بریم. با کنار گذاشتن این قوانین می‌بینیم که نوازش‌ها در سطحی نامحدود در اختیار ما قرار دارند.

1) هر زمان که بخواهیم می‌توانیم نوازش بدهیم. می‌توانیم به خود و دیگران نوازش مثبت مجانی بدهیم. نوازش‌ها تمام نمی‌شوند، پس مشکلی برای نوازش دادن وجود ندارد.

2) ارزش نوازشی که پس از طلب شدن دریافت می‌شود به هیچ وجه کمتر از نوازش طلب نشده نیست. پس اگر دوست داری نوازشی را دریافت کنی، می‌توانی آنرا طلب کنی.

3) فیلترهای نوازشی خود را کنار بگذار. ما یاد گرفته‌ایم که بسیاری از نوازش‌ها را دریافت نکنیم، یا به اصطلاح آن‌ها را فیلتر کنیم، حتی اگر نوازش مثبتی باشد که دوست داریم دریافت کنیم. «چه موهای قشنگی داری» «نه بابا کلی دردسر داره، هر روز باید بشورمشون!» «چقدر لباس‌هات بهت میان» «جدی؟ هر چی دم دستم اومد رو پوشیدم!».

4) مجبور نیستیم نوازش‌هایی را که دوست نداریم قبول کنیم.

5) می‌توانیم با «خویشتن نوازی» لذتی بی‌کران به دست آوریم.

خویشتن نوازی یعنی چه؟ در کودکی به ما یاد داده‌اند که اشکالی ندارد دیگران از تو تمجید کنند، اما خودت هرگز این کار را نکن. باید فروتن باشیم و فخرفروشی نکنیم. عادت می‌کنیم که پیشرفت‌های خود را کوچک و کم اهمیت ببینیم. اما ما می‌توانیم ویژگی‌های مثبت خود را ببینیم و در هر زمانی که خواستیم به خودمان نوازش بدهیم. تا حالا شده به خودت بگی: «پسر تو خیلی باحالی»؟ می‌توانیم هر وقت که خواستیم چیز‌هایی را دوست داریم برای خود فراهم کنیم. نه به عنوان پاداش بلکه تنها به خاطر وجود خودمان. استخر آب گرم، غذایی که دوست دارید، موسیقی مورد علاقه، سفر و ... تمام این‌ها را می‌توانیم برای خود و تنها به خاطر وجود خودمان فراهم کنیم. می‌توانیم با تعریف و تمجید از خود و ذکر توانایی‌ها و خصوصیات مثبت به خودمان احساس خوب بودن بدهیم. امتحان کنید!

 



ادامه مطلب




این صفحه را به اشتراک بگذارید